دو جریان متفاوت سیاسی و دین ستیزی
در اینکه جامعه ی افغانی با برنامه ریزان خبره ی فرهنگی غیر افغانی گذار اجتماعی خودرا پشت سر می گذارد شکی نیست . ساده ترین این برنامه ها چرخه ی است با فرایند برنامه ی ستاره ی افغان – پرورش خواننده و بازیگر – ترویج روحیه ی لیبرالی گری بین مردم – شخصیت پروری کاذب و در نهایت استفاده ازاین بازیگران آماتور غیر ایدولوژیست در پلان های دین ستیزی .
این استفاده ی هوشمندانه از دموکراسی افغانی بعید به نظر می رسد که در چارت سیاسی پرسونل آمریکایی صورت گیرد بلکه بیشتر توسط شرکت های یهودی که فعلا در کابل مستقر هستند میباشد . این شرکت ها غالبا در کشورهای جنگ زده و در حال بحران زیاد فعالیت می کنند و ماهیتا نهیلیست میباشند .برای روشن شدن ذهن میتوان به جذب هنر پیشه ی ایرانی گلشیفته ی فراهانی توسط هالییود اشاره کرد (!) البته ارتباط این دو جریان سیاسی و فرهنگ دین زدایی نوعا حالت پشتیبانی دارد . در پست های پیشین مثال هایی در رابطه با فرهاد دریا – روح الله نیکپا وسایر سفیران صلح درهمین حوزه آورده بودم و حالا هم خانم الله سرور . در پست بعدی انشاءلله اشاره ای به نام و آدرس این شرکت های یهودی در کابل خواهم نمود که منطقا باید در راستای روشن اندازی افکار عمومی مردم متدین کابل گامی برداشت تا مردم مانند پیشین در رابطه با این کمپنی های یهودی دست به کار شوند .
این مرتیه الهه سرور و کمپنی یهودی
با اشاره و امكانات مالي منابع غربي در كابل، اين بار خانم الهه سرور كه در برنامه ستاره افغان تلويزيون طلوع درخشيده بود، به جريان دين ستيزي وارد گردانيده شده و موصوفه اكنون در حال تهيه فيلم كه حاوي مساله سنگسار در اسلام مي باشد، مصروف گرديده است.
در اين فيلم كه هدف اصلي آن ايجاد تنفر وانزجار بين مسلمانان نسبت به اعتقادات اسلامي مي باشد فرازهايي از سخنان فقيه فرزانه وآكادميسين كشور آقاي آيت الله محسني نيز گنجانده شده است.
منابع سياسي غربي با دقت ونظارت دقيق دنبال افرادي هستند كه بنا به مجبوريت هاي زيادي اعم از اعتقادي – رواني – سياسي واقتصادي مي توانند خواسته هاي آن ها را اجرا نمايند و خانم الهه سرور نيز از همين قماش افراد است.
پدر خانم الهه سرور از ناحيه ناهنجاري هاي داخلي فاميلش مجددا" به ايران مهاجر شده و وضعيت اقتصادي فاميل خانم الهه سرور نيز بحراني است و اين بهترين دامي است كه منابع محترم!!! غربي در كابل مي توانند نيات ضد اسلامي خود را توسط اين خانم عملي فرمايند.
Dream Deferred / Langston Huges What happens to a dream deferred ? Does it dry up Like a raisin in the sun? Or fester like a sore ? And then run ? Does it stink like rotten meat ? Or crust and sugar over - like a syrupy sweet ? Maybe it just sags like a heavy load. Or does it explode ?
گزارش سفر قندهار و تحلیل اوضاع
چند روزی به ولایت پدری یعنی قندهار رفته بودم . این شهر جغرافیای بسیار خشن دارد و فرهنگ مردمی هنوز مستمند است . وضعیت اقتصادی مردم در مقایسه با دوران امارت اسلامی طالبان بدتر می باشد . امنیت ، پدیده ی اصلی و درگیر با زندگی روزمره مردم قندهار است اما اين موضوع برايشان بسيار طبيعي شده . روحيه ي حاكم بر جامعه افغاني بخصوص ولاياتي چون قندهار روحيه ي سياسي گري است ... با چند صحبتي كه در طول سه چهار روز با اقشار مختلف مردم داشتم آنان ، ازدياد نيروهاي غربي در قندهار را با توجه به اينكه وضع ، هيچ تغييري نكرده است را نا صواب دانسته و مي گفتند ما نميدانيم آنان ( آمريكايي ها ) در آنجا (ميدان هوايي قندهار و پايگاه اصلي آنان ) چه مي كنند !!
نزديك به بيست هزار نيروي آمريكايي در قندهار در طول چند ماه گذشته جابجا شده اند و اين به معناي ساخت و ساز در فرودگاه بين المللي قندهار (پايگاه اصلي نيروهاي ايالات متحده ) و متعاقبا به معناي افزايش نيروهاي كار است و چرخه ي نسبتا خوب تجارتي ( واردات – صادرات ) براي طبقه ي خاص است . البته همين ساخت و ساز ها در پايگاه آمريكاييان توسط تجار ، زمينه ي نفوذ اجند هاي كشورهاي ديگر را فراهم كرده و تا حال چند تن از آنان به دليل عكاسي و فيلم برداري و ... دستگير شده و به بگرام ( پايگاه ديگر آمريكاييان سمت شمال افغانستان ) منتقل گرديه اند اما قرار شواهد استخبارات پاكستان و روس و چين از دل اين پايگاه هاي كلان به مراكز خود در حال رواپور دهي هستند .
درگيري بر سر تقسيم غنايم از اورانيوم و مواد مخدر بين آمريكا و انگليس در هلمند ( ولايت همجوار قندهار) همچنان ادامه دارد و در اين اواخر گويا كانادا نيز وارد اين بازي شده است . درگيري ها و نزاع ها كاملا خودي و سري است و اصلا يه بيرون درز نمي كند حتا بين سران افغاني . به هر حال حضور صد ها هزار نيروي آمريكايي به بهاي كشته شدن چند نفر در هفته در شهر قندهار آيا منطقي است ؟ به همين دليل آنان ( نشريات آمريكايي و انگليسي در كابل و قندهار ) سياست جديدي در اطلاع رساني حوادث پيشه كرده اند و آن بزرگ نمايي حوادث در آمار دهي است در پايان هر هفته و هر ماه ؛ !! مانند اينكه " ... در هفته گذشته قندهار شاهد 200 حمله ي انتحاري يوده " . اين دو همچنين ، از مسايل سري يكديگر در روزنامه هاي خارجي افشا گري ميكنند مانند تنظيم عمليات هاي انتحاري در شهر ، كشتار خبرنگاران كه غالبا جاسوس هم بوده اند و ... از جمله فجايع اخير در هلمند و كشتار غير نظاميان و مردمي در بالا بلوك فراه را نتيجه ي عمليات خود سرانه ي نيروهاي نظامي آمريكايي از تيم ديك چيني مي باشد و مسايل ديگر مانند ترور بوتو و ارتباط مستقيم با طالبان از سوي انگليس و ...
در قندهار كشورهاي زيادي فعاليت ميكنند چه در عرصه ي فيزيكي چه در عرصه ي فرهنگي . تعدادي از آنان تنها بر اوضاع اشراف دارند اما تعداي مانند پاكستان و چين توانسته جريان ساز باشند و جواب درگيري هاي شخصي خود را ، در قندهار و هلمند به آمريكا و انگليس بدهند .
مسئله ي روز ، يعني انتخابات در قندهار مانند دوره ي پيشين است . در ولسوالي ها (شهرستان ها ) كارت هاي راي دهي از همين الان به فروش رسيده و بر اساس صحبت هاي خود مردم ، نيروهاي انگليسي كارت ها را در قبال آرد و گوشت و خر و ... خريداري كرده اند . اما در مركز اين شهر ، كارت هاي راي دهي مرددم توسط برادر آقاي كرزي براي حامد كرزي خريداري شده است غالبا در قبال كرديت هاي مختلف مانند توزيع زمين و ...
مردم شيعه و سني قندهار از اوضاع پيش آمده در ايران ، ناراحت هستند و نظر غالب اين است كه هر چي باشد آنان نظام اسلامي دارند و بايد همين حيثيت و وقار حفظ شود . مردم سني مذهب قندهار فكر ميكنند مير حسين موسوي و اطرافيانش كافر است !!! اما مردم شيعه مي گويند هاشمي رفسنجاني قادر به كنترل اوضاع مي باشد . اما تاجران قندهار كه با نيروهاي آمريكايي كار مي كنند خوشحالند كه همين وضع در ايران ادامه پيدا كند و در نتيجه ، زمينه ي حمله ي آمريكا به ايران فراهم شود تا آنان بتوانند براي اكمالات رساني جنگي و ساخت ساز و فروش بيشتري به پايگاه آمريكايي پول بيشتري كمايي كنند !!!! .
حركت مجامع جهاني شيعه
بدنبال اختلاف نظر پيرامون انتخابات اخير در جمهوري اسلامي ايران وايجاد تنشها كه بيشتر كار رواني استخباراتي و محاسبات دقيق دستگاههاي پشت پرده ي لندن مي باشد وهمچنان ناشي از تفاوت نظرات بين آقايان هاشمي رفسنجاني وآيت الله خامنه اي رهبر مذهبي ايران، اكنون مي رود تا مشروعيت جمهوري اسلامي را خدشه دار سازد، مجامع مذهبي شيعيان جهان توسط حوزه هاي علميه شيعه در شهر نجف عراق طي يك نشست اضطراري، دعوت به اعزام هيات مذهبي سطح بالا به تهران نموده اند تا مشكل اختلاف نظر بين مسوولين ايراني حل وفصل گردد.
ليست اين هيات كه توسط حوزه ي علميه نجف اشرف ترتيب شده است به قرار ذيل است:
-
از عراق: پسران آيات عظام خويي وحكيم (رح) و همچنان آيت الله العظمي سيستاني.
-
از عربستان سعودي: شيخ حسن صفار رهبر شيعيان عربستان.
-
از پاكستان: شيخ محسن علي نجفي و علامه سيد ساجد نقوي.
-
از افغانستان: آيت الله محقق كابلي ، آيت الله فياض جاغوري، و پدر بزرگم.
-
از ايران: آيت الله وحيد خراساني وآيت الله مكارم شيرازي.
طبق گزارشات واصله از شهر نجف اشرف قرار است اين هيات مذهبي علماي طراز اول شيعه طي روزهاي آينده به تهران سفر نمايند.
چرخش دراماتیک در عقبه ی انتخابات !
يكي از دوستانم در دانشگاه ؛ كه در يكي از موسسات تحقيقاتي خارجي فعاليت مي كند طي تحليل هاي روزمره دانشجويي پيرامون انتخابات افغانستان چنين گفت : بعيد نيست كه منابع ذي دخل غربي در انتخابات افغانستان براي نشان دادن بي طرفي در مسايل سياسي داخلي جامعه ي افغاني ، سناريويي ر ابه جرا خواهند گذاشت .
... در حاليكه طرفداري علني و غير علني آنها از كرزي در انتخابات ادامه دارد ؛ اما موقع شمارش آرا به ناگهاني پيروزي شدن اشرف غني احمد زي همه را شگفت زده خواهد كرد !! گفته مي شود منابع غربي براي رد گم كردن مداخلات خود مجبورند چند صباحي روي اين نمايشنامه كار كنند .
استقلال آزادي جمهوري حكومت اسلامي
شعارهاي فراگير ملي در جوامع و تمدن هاي بزرگ زيربناي ديدگاه ها و سياست هاي كلي آن جامعه است . شعارها در حين انقلابات مردمي ، با ادبيات تك جمله اي خواست و هدف اول و آخر آن جامعه را نشان ميدهد. شعار اصلي انقلاب اسلامي و مردمي ايران استقلال آزادي جمهوري اسلامي است . محتواي اين شعار با يك بررسي غير جانبدارانه در طول سه دهه انقلاب نه تنها كه حفظ شد بلكه دو دوره ي هشت ساله ي رياست جمهوري ايران آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي برنامه هايي در راستاي اين اهداف ، اجرايي گرديد .
اما انتخابات دروه ي دهم رياست جمهوري در ايران يكي از اركان اين شعار اسلامي و مردمي را به طور آشكارا زير سوال برد و طرز آگاهانه اي جاي خود را به مولفه ي ديگر داد يعني با در نظر داشت وقايع انتخابات قرين به ابهام و فاحش اين دوره با مديريت تيم احمدي نژاد ؛ مولفه ي جمهوريت شعار انقلاب ايران زير سوال رفت و جمهوري اسلامي جاي خود را به حكومت اسلامي داد .
احراز كرسي رياست جمهوري در ايران توسط احمدي نژاد ، طرح و خواست اكثر اطاق هاي فكر تهران بود به علت عدم ايجاد اختلاف ها و سلايق مختلف و گاهن متضاد ميرحسين با جريان اصولگرا در داخل ايران مانند دوران آقاي خاتمي لذا رييس دول دولت نهم را بيشتر مقبول مي دانستند اما بالا آمدن احمدي نژاد با در صد نجومي ، ابهام را بيشتر مي كند و وجود دست هایی غیر از اطاق های فکر سیاست گذاران را هویدا می سازد . مسلما تيم احمدي نژاد به اين فكر بوده است كه اختلاف احمدي نژاد با مير حسين را با درصد نجومي به مردم و رسانه ها پوشش دهيم شك در تقلب پايين مي آيد و اين طرح را عملي نيز نمودند و مسلم است كه جامعه شناسي يك كشور را در رابطه به كانديدانش را طيف دانشگاهي و فرهنگيان بيشتر مي دانند لذا در تهران و نهادهاي دانشگاه ها بيشتر تظاهرات اعتراضي توسط مردم تاسيس گرديد بر عليه تقلب حساب شده اي كه آقاي احمدي نژاد اعلام داشت .
مساله ي ديگر عدم تدبير در اتخاذ سياست صحيح و اخلاقي در قبال اعتراض مهندس موسوي مانند يورش بردن به دانشگاه هاي بين المللي كشور ، خطاب به( مير حسين موسوي ) شخص منتخب سيزده مليون شهورند ايراني به عنوان " شورشي " (!!) ، بازداشت خانگي نظريه پردازان اصلاحات و ... مصداق راستين توتاليتاريسم سياسي در ايران دقيقا همين برحه ي زماني ، است .
در اينكه رده هايي از انتخابات ايران حساب شده بود مانند كانديد نشدن خاتمي ، مناظرات تلويزيوني و شعارهاي كاملا ديني همه ي كانديدان و ... اما ظهور غير مترقبه ي يك تيم كوچك (دسته ي احمدي نژاد ) در تيم بزرگتر ( سياست گذاران نظام ايران ) احوالات و پيامدهاي انتخابات را تبديل به صحنه اي كرد که پي اعتراض فرد منتخب سيزده مليون شهروند ، اجبارا خانه نشين شود و تماس هايش به خارج قطع گردد !! و همه ي اين موارد چيزي است كه يكي از سه مولفه ي كاملا بنيادين شعار تاريخي انقلاب ملت ايران را زير سوال مي برد و در ضمن آن جايگاه و پرستيژ قرين به وقار ايران را خدشه دار ساخت .

بعضي بازي عروسك را تماشا ميكنند
و بعضي اين بازي را نظارت ميكنند
اما بعضي عروسك گردانند ...
زنان افغان خواهان مذاكره با طالبان شدند !
خانم عادله محسني كه از فعالان حقوق زن ميباشد در آخرين ميزگردي كه تلويزيون طلوع درباره ي زنان و دولت آينده گرفته بود ضمن حرف هايش چنين ابراز داشت " ... ما از اكثر جريانات سياسي دولت گذشته راضي نبوديم .. مثلا مذاكره ي دولت با طالبان ؛ ما زنان به عنوان نيمي از پيكره ي جامعه ي افغاني ميخواهيم در ميز مذاكره با طالبان حضور داشته باشيم "
اين ، شايد خنده دار ترين حرفي بود كه تا حالا شنيده بودم .. يك لحظه تصميم گرفتم به خانم عادله محسني كه از نزديك بارها همديگر را ديده ايم و آشنايي داريم تماسي بگيرم و بگويم شما و همكارانتان فردا آماده باشيد كه دولت راهي هلمند است ... براي مذاكره با طالبان برويد !! احساس مي كنيد يك خانم با چنين تماسي چه حسي خواهد گرفت ؟ اين حرف كه ما زنان با دولت خواهان مذاكره با طالبان هستيم خيلي غير علمي است و حتا به حرف هاي سفارشي و رسانه اي نيز نميخورد !!
جريانات زن گرا در افغانستان داراي يك شاخصه ي كلي و اصلي است و آن اينكه فمينيسم افغاني در شكل ، ايراني است و در انديشه غربي . در اصل سيستم اسلامي في نفسه براي زن جايگاه ايده آلي در نظر گرفته مساوي با مرد و آنچه يك فعال زن در كشوري سنتي مانند افغانستان بايد انجام دهد بازسازي فرهنگي توسط دانشمندان جامعه شناس و آگاهي بخشي به زنان است و ساير برنامه ها در همين حوزه بايد طرح شود ؛ مساله اي كه فمينست هاي افغاني اشتباه گرفته اند .
اينكه فعالان زن توانستند در پارلمان و ساير عرصه ها دستاورد هايي داشته باشند اما با آن بسيار ژست هاي آزادي گرا و منجي گرايانه ميگيرند مثلا اينكه در ايران با توجه به فضاي سياسي و ديني حاكم بر جامعه فعاليت هاي فمينيستي اكثرا در لفافه و با گير و دارهاي زيادي صورت ميگيرد در حالي كه در كابل اينطور نيست و حتا مي توان چنين نهادهايي را راجستر نيز كرد و فعالان زن فعاليت هاي خود را در همكاري با دولت و پشتيباني كانون هاي خارجي و مسالمت آميز دنبال كنند مساله ي علمي و منطقي اين است كه جداي از اينكه با اهداف اوليه ي غربي مانند حقوق بشر و حقوق زن و ... بهتر است تا بر اهداف ذيل برنامه ريزي شود :
-
ارتقاي ظرفيت هاي علمي زنان
-
ارتقاي آگاهي خانواده ها
-
ايجاد كانون هاي مشاوره براي زنان و حتا مردان نه سركوب مردان ، سنت و ... با ادبيات رايج فمينيستي
-
داير سازي سمينارها و روشن اندازي بر اذهان براي ايجاد زمينه هاي شغلي نه تنها شعار دادن براي كار زن
-
معرفي زن ايده آل مسلمان و بررسي جايگاه او در دين و وحي به جاي مطالعه ي تطبيقي با زنان غرب
-
وصل جريان زن گرايي با روشنفكري ديني
-
ارتقاي علميت ديني خود فعالان زن
-
ايجاد كانون مشاوره با فعالان زن در ساير كشورهاي اسلامي نه غربي
-
...
احمدی نژاد؛ طعمه برای سه برنامه ي همزمان !
در آستانه ي انتخابات رياست جمهوري ايران ، صدا و سيماي اين كشور مناظره هاي تلويزيوني را برنامه ريزي كرد كه هدف اول و آخر خود را آزادي نود درصدي بيان و انديشه توسط چهار كانديد اصلي گذاشت كه در پيشينه ي سياسي ايران آن نوع آزادي بيان و حتا انديشه كه از خطوط سرخ نظام اسلامي شان عدول كند خود ، نوعي تابو و خط سرخ بود مانند اشاره به پديده هايي كه در زير مي آيد به طور رسمي رسانه اي شد آنهم با آمار بيننده هايي به اندازه ي پنجاه مليون جمعيت و يا بيشتر :
الف : هجوم به اشخاص :
-
خطاب به هاشمي رفسنجاني كه از اركان نظام روحاني ايران است به عنوان معادل نظام و سوء استفاده از اين موقعيت
-
خطاب به ناطق نوري (بازرس و نماينده ي رهبري در همه ي نهاد ها ) كه به قول احمدي نژاد دچار فساد مالي و مديريتي شده ... با توجه به اين نوع اتهام مقام رهبري ايران در انتخاب خود دچار اشتباه بود !
-
خطاب به اكثر اشخاصي كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام اند
-
خطاب به فاميل هاي نزديك افراد فوق رتبه سياسي – مذهبي ايران مانند همسر مير حسين موسوي (كانديد رياست جمهوري ايران ) ، پسر ناطق نوري و پسر هاشمي رفسنجاني
ب : هجوم و افشاي برنامه ها و مسايل سياسي -مالي نسبتا تابو :
-
رابطه ي ايران با بوليوي و ونزولا در رابطه با كمك هاي مالي و قاچاق اورانيوم كه در اين اواخر توسط موساد كشف گرديد
-
ارسال نيرو و بودجه براي حزب الله و كيفيت تشكيل آن در زمان امام خميني و بعد آن
-
حيف و ميل شدن يك مليارد دالر از بودجه دولت
-
ارتباطات محرمانه اشخاص با رهبري و طرفداري هاي حانبدارانه ي رهبري از آنان بر اساس اتهامات احمدي نژاد و مهندس موسوي به همديگر
و اما علت اين مناظره هاي مقطعي دموكراتيك :
-
مديريت افكار عمومي مردمي
-
بايكوت سياسي طيف احمدي نژادي بعد از انتخابات يعني طيف حجتيه ( طيفي كه زمينه ي ظهور امام عصر را تنها در آنارشي گري سیاسی - اجتماعی مي بينند )
-
زمينه سازي براي ايجاد روابط بهتر با غرب با زير سوال بردن سياست خارجي قرين به توهم و افراطي دولت نهم
-
تخليه ي رواني مردمي ؛ كه هر از چند گاهي در جامعه ي ديني توتاليتر ايران احساس مي شود كه دوره ي قبل با روي كار آمدن شخصيت اعتدالي خاتمي و شعارهاي سمبوليك او صورت گرفت
-
نشان دادن آزادي بيان و دموكراسي ديني در ايران با مناظره هاي سياسي نامزدها با توجه به موج ايجاد شده در ساير كشورها در اين زمينه
يك احتمال هم ميرود كه منشاء اين تصميم ممكن است شخص احمدي نژاد و تيمش باشد و با نفوذي كه در صدا و سيماي ايران دارد آنرا عملي ساخت تا از طريق اين تريبون ملي دست به افشا گري بزند و با ادبيات عوام گرا در روحيات مردم نفوذ كند و با نشانه رفتن اشخاصی مانند هاشمی رفسنجانی از ابتدا به ساکن خود را در سطح بالاتری نسبت به سایر کاندیدان قرار دهد ! ولی یک مساله روشن است که سیاست کلی نظام با چنین رویکرد جدیدی موافق است ورنه چنین مناظره ای تحقق ناپذیر بود .